...
امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چه ها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چهره مهتاب غم از دل شوید امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که تو هم آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام آور فروردینی شهریارا اگر آیین محبت باشد چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی
به نام عشقبه نام امیدبه نام آرزو
سلام به دوستان همیشه مهربون و با محبت خودم، دوستانی که هیچ وقت منو فراموش نکردن از همه شما عزیزان خودم ممنونم
من هم برگشتم ، آره برگشتم شروعی دیگه داشته باشم، امیدوارم باز بتونم پیش شما خوبان باشماز همه بابت این تاخیر معذرت میخوام
از اینکه این مدت نبودمو شما رو تنها گذاشتم معذرت میخوام
امیدوارم بتونیم باز هم روزهای گذشته رو برگردونیم
باز هم سلام
من برگشتم