زندگی کردم... خوشی ها رو دیدم، با ترس ها گذشتم طعم خوب رو چشیدم ولی نمی دونم چه طعمی داشت ، ولی خوشمزه گی بدی ها رو از یاد نبردم.. سفری تو راه میبینم مثل درخت
و الان وقت سفر نزدیک شده... ( اگر اینو یافتی مثل من نباش، چیزی نگو )
...
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:0 توسط آهوی تنها
|