Mehraveh: منظورم Age/Sex/Location بود. البته اگه انگلیسی ت عین مادربزرگم تباشه.
27M / Iran :Hasti
Mehraveh: خوبه.
Hasti: چی خوبه؟
Mehraveh: این که تو مردی. چون من زنم و اصلا خوشم نمی آد با زن ها چت کنم.
Mehraveh: البته اگه راستش رو گفته باشی؟
Hasti: راست گفتم.
Mehraveh: توی چت روم ها تنها چیزی که پیدا نمی شه حرف راسته. اما من باور می کنم.
Hasti: چرا؟
Mehraveh: همین جوری. الکی. این طوری بهتره. دیروز با چند تا از این زن ها رفته بودیم کوه. هفتۀ قبل با چند تا دیگه شون توی جشن تولد شادی می زدیم و می رقصیذیم. همۀ دوست های من دخترند. به جز یکی. اسم ش پرویزه. یعنی بود. تو چی؟
Hasti: چی من چی؟
Mehraveh: منظورم اینه دوست دختر داری؟
Hasti: نه ندارم
Mehraveh: یعنی این بدر بد قیافه ای؟
Mehraveh: منظور "این قدر" بود. اشتباه تایپ شد. ناراحت شدی؟ شوخی کردم.
Hasti: نه نشدم. دوست پسر هم ندارم.
Mehraveh: طفلکی!
Hasti: می خوای عکس م رو ببینی؟
Mehraveh: اگه عکس واقعی ت هست آره.
Hasti: عکس خودمه. برات ایمیل می زنم.
Mehraveh: اسم ت چیه؟ منظورم اسم واقعی ته. البته اگه اشکالی نداره.
Hasti: امیر. امیر ماهان.
Mehraveh: واقعاً؟
Hasti: واقعاً.
Mehraveh: خوشبختم. اسم من مهراوه س. به خدا دروغ نمی گم.
Mehraveh: س۱۹ سالمه. Location رو نمی گم. شاید بعداً گفتم. وای! مادرم اومد. من فردا ساعت هفت می آم این جا. اگه دوست داشتی می تونی بیای. فعلاً Bye.
Hasti: خداحافظ.
...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 23:55 توسط آهوی تنها
|