حيران
نمیدانم در این قمار سرنوشت چگونه خواهم شد.
در آن هنگامه شفق، سرخی افق را از ساحل ساگت و خاموش دریای زندگی نظاره میكنم
میاندیشم:
خدایا! آیا میتوانم در این تاریکی حزین٬ مشکلات را شکار کنم؟
و باز میاندیشم:
آیا میتوانم پرده سیاه آسمان را کنار زنم تا حریر آبی آن تنهاییام را نوازش دهد.
میانديشد:
آيا میتوانم قطار زندگی را بر روی ریلهای امید، به سوی خوشبختی سوق دهم.
آری، بار تقدیر، باری سنگین است و گذر از کورهراه زندگی بس دشوار.
بشنو صدای درونم را ای شفیق لحظههای گلکون من.
آرزو دارم ساربان زندگیام تو باشی.
بزن، بزن شلاق را تا بشکافد سد مشکلات را.
میخواهم تو پرستارم باشی تا شوکران عشق را جرعهجرعه به من بنوشانی.
شمیم هوای لطیف زندگی باش و قطره قطره چکیدن مرا بر روی برگهای سبز محبت ببین
ببین که دلباختگان عاشق چگونه شمنی میشوند برای رسیدن به شهلای خویش.
ببین که چگونه بالهای سپیدم را برای پرواز به اوج آسمان خیال میگشايم٬ خیالی که دیگر حقیقتی شیرین گشته.
پرواز میكنم و بر روی شاخههای درخت زندگی مینشينم تا بتوانم نغمهسرايي كنم، نغمهی عشق، نغمهی محبت، نغمهیبا تو بودن را بسرایم که:
بیا قلبهای ترک خورده را به هم پیوند زنیم.
بیا تار و پودم را جدا کن.
بیا تا خود را در آیینه چشمهایت ببینم.
ببینم که چگونه باید به اعماق نور و حرارت بروم.
بیاموزم چگونه ۱=۱ شد،
بیاموزم چگونه عشق = انس شد،
بیاموزم که چگونه شیشهی تنهایی را بشکنم،
بیاموزم که چگونه قدم از قدم بردارم تا در سیاه چال مصائب گرفتار نیایم،
بیاموزم که چگونه از آن سوی پنجره به شکوفههای نهال سبز محبت در دنیای زندگی بنگرم.
مرا مست کن مست، از عطر خوش شکوفههای رنگین محبت.
مرا مست کن مست...
غوغای عشق
سلام
بازگشت من...
پس از دوری چند روزه.. یا بهتر بگم 2۱ روزه دوباره به جمع دوستان بازگشتم
قرار من اين بود كه بعد از برگشت من آخرين پستم رو به فراموشي بسپارم اما...
تصميم گرفتم اونو به يادگاريها بسپارم
نميدونم چطور ميتونم سختي اين مدت رو بيان كنم، شايد نيازي به اين كار نباشه...
به نام خدا
و اما اولين پست...
مسابقهي آرزوها
قبلا خيلي از دوستان تو اين مسابقه شركت كرده بودن و من هم اين مسابقه رو اينجا طرح كرده بودم
ولي خوب وقتي يه عزيز تو رو به اين مسابقه دعوت كنه یکی مثل پرستو جون، نميشه جواب نه داد
پس دوباره شروع ميكنيم...
من باید ۵ آرزو کنم بعد ۵ نفر رو به این مسابقه دعوت کنم که اونا هم ۵ آرزو کنن بعد ۵ نفرو دعوت کنن
اول آرزوهاي خودم رو مطرح ميكنم ( با اجازهي بزرگترا )
1ـ آرزو ميكنم آرزوي ژارزو داران هرچه زودتر براورده شه
۲ـ آرزو میکنم همه عاشقا به عشقشون برسن و هیچ وقت از هم جدا نشن
۳ـ آرزو میکنم همیشه شادی تو دل همه باشه
۴ـ آرزو میکنم همیشه پیش دوستام باشم
۵ـ آرزوی پنجم : میخوام که فقط مخصوص خودم باشه پس اينو نميگم ميخوام پنهون باشه...
البته من کسی رو دعوت نمیکنم، یعنی اینجوری بهتره
اما دوست دارم بدونم آرزوهاتون چیه...
از گلهای خوبم يه دنيا ممنونم كه تو اين مدتي كه نبودم بازهم با من بودن مثل داداش علي و ...
شاد باشيد